آیا پرداختن به مسئله جدیدالاسلام‌های یهودی تبار تفتیش عقاید است؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید مشخص کرد آیا همه‌ی افراد یهودی تبار در یک فرآیند اجتماعی، فرهنگی و تحولات فکری یکسان دین اسلام را می‌پذیرند؟

پاسخ منفی است با بررسی اجمالی در اطراف خود متوجه می شویم یهودیان در سه روند اجتماعی و فرهنگی متفاوت به اسلام رو آورده‌اند.

گروه نخست: افرادی که فارغ از اجبار اجتماعی و فرهنگی جامعه مبداً (جامعه یهودی) و جامعه مقصد( جامعه مسلمانان ) و صرفاً از طریق مطالعات خود و کنکاش‌های ذهنی و سبک سنگین کردن دافعه‌ها و جاذبه‌های هر دو دین دچار تحول فکری شده‌اند و به دین اسلام گرویده‌اند مثل شهید ادواردو آنیلی که در دامان مادری یهودی تولد و رشد یافته بود. پذیرش اسلام اینان به دور از جبر و در فضای آزاداندیشی رخ داده است.

گروه دوم: افرادی که متاثر از شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه مقصد یعنی جامعه مسلمانان مجبور به پذیرش دین اسلام شدند تا خود را از فشارهای اجتماعی و فرهنگی افراد جامعه برهانند. رجوع به تاریخ شفاهی دو سه نسل قبل شهرهایی که روزگاری همزیستی با یهودیان را تجربه کرده اند موید این مطلب است قدیمی‌ترهای خرم آباد می‌گویند بچه مسلمان‌ها در ایام محرم یهودیان را به اجبار به مراسم سینه زنی خیابانی می‌کشاندند و ضرب المثل محلی”یا حسین زوره” نشان از اکراه یهودیان برای شرکت در مراسم عزای امام ساخته و پرداخته شده بود. آزار و زورگویی‌ها که اغلب از سوی کودکان شهر رخ می‌داد یا مورد تایید والدین شان بود یا در بهترین حالت بابی تفاوتی و عدم وجود اهرم فشار و تنبیه از سوی والدین تقویت می‌شد تا جایی که یهودیان این شهر راحت و با کمال میل به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند و اندک افراد باقی مانده آنها هم به نقل از مردم شهر در بحبوحه انقلاب اسلامی مسلمان شده و نام خانوادگی “اسلام دوست” را برگزیدند البته به دور از انصاف است اگر از حمایت ها و تاکید بر حفظ حیات و حرمت یهودیان توسط علما و بزرگان شهر مثل آیت الله آقا ابو تراب جزایری و حاج علی اصعر خرم آبادی در برابر فشارهای عامه مردم به یهودیان سخن به میان نیاوریم. قدیمی تر های شهر بروجرد هم از شرکت آیت الله العظمی بروجردی در تشییع جنازه اموات یهودیان سخن به میان می آوردند چرا که بچه مسلمان ها از روی ناآگاهی یا شیطنت های کودکانه به جنازه یهودیان سنگ پرت می کردند و وقتی آقای بروجردی از موضوع باخبر شده افراد را از این کار منع کرد اما نهی از منکر زبانی ایشان مثمر ثمر نبود لذا این مرجع عالیقدر شیعه، این سید بزرگوار برای ممانعت از بی احترامی های معمول به یهودیان شخصا جنازه یهودیان را همراهی می کردند تا با حضورشان مانع عملی بروز این منکر در جامعه اسلامی شوند. این گروه که اکثرا دل و فکرشان در گرو دین قبلی خود است و در باطن یهودی اند هر چند در جامعه ظواهر اسلامی را رعایت می کنند را یهودی مخفی یا آنوسی یعنی مجبورشده گان می نامند و معروف ترین گروه آنوسی در بین ایرانیان یهودیان مشهد اند که در اواسط قرن نوزده میلادی پس از درگیری ها با همشهریان مسلمان خود به ترک غیر اختیاری آیین خود رو آوردند.

دسته سوم: افرادی که که با فشار جامعه خودشان در راستای رسیدن به اهداف سیاسی،اجتماعی و فرهنگی یعنی با دلایل درون دینی و عمدتاً با گرایشات صهیونیستی مجبور به پذیرش ظاهری دین اسلام می‌شوند تا تغییرات فرهنگی و مادی در جامعه اسلامی ایجاد کنند. این گروه در مقایسه با دو گروه قبل به شدت در جهت پنهان کردن تبار یهودی خود تلاش می‌کردند تا برای تغییرات فرهنگی و مادی در جامعه میزبان نفوذ کنند. از نظر تاریخی سابقه نفوذ یهودیان مخفی در دنیای اسلام به دوران صدر اسلام بلافاصله پس از رحلت پیامبر بر می‌گردد که همزمان با تبعید جناب ابوذر به ربذه به جرم انتقاد به حق از حکومت تازه مسلمانان یهودی به دستگاه خلافت راه یافتند و در دورانی که نقل حدیث از پیامبر ممنوع بود، یعنی از زمان خلیفه دوم تا زمان عمر بن عبدالعزیز این تازه مسلمانان یهودی در دربار اموی به نفع حاکمان نقل و جعل حدیث از پیامبر می‌کردند و به یکی از مهم ترین عناصر جعل حدیث و ورود اسرائیلیات به تفاسیر قرآن تبدیل شدند.

 

در دنیای امروز یعنی پس از انقلاب اسلامی در منطقه تمرکز صهیونیست ها بر جمهوری اسلامی چندین برابر شده چرا که اولاً جمهوری اسلامی مساله فلسطین را مساله اول جهان اسلام خواند روزی را برای حمایت از مظلومیت آن‌ها نام گذاری کرد، پس حساسیت صهیونیست‌ها برای نفوذ در کشور و ایجاد تغییر در آرمان‌های انقلاب ضروری تر شد.

از سویی سابقه برخورد و تسلط یهودیان بر ایرانیان در دوران قبل از اسلام در کتاب استر در متن عهد قدیم که کتاب مقدس یهودیان محسوب می‌شود آورده شده است. طبق عهد قدیم داستان استر زنی که یهودی بودن خود را مخفی کرد در زمان خشایار شاه رخ داده و در پایان با تسلط بر شاه و با هم دستی سایرآنوسی ها دستور قتل هزاران ایرانی را صادر و اجرا نمودند.

صهیونیست‌ها سالروز کشتن ایرانی‌ها را در قالب جشن پوریم گرامی می‌دارند و نتانیاهو نخست وزیرشان که ایرانی ستیز ترین سیاستمدار محسوب می‌شود ضمن تبریک روز پوریم(ایرانی کشون) آرزو و وعده تکرار پوریم می‌دهد با ضربه به ایران و ضربه به انقلاب اسلامی دو انگیزه درون دینی یهودیان صهیونیست برای ضربه به کشور است. یهودیان مخفی دسته سوم برای نفوذ فرهنگی گاهی سال‌ها کتب مذهبی درباره حضرت زهرا و امام زمان و نماز می‌نویسنند، اما بعد از سال‌ها کسب اعتبار و به اسلام شناس شهره شدن در مظلومیت بهائیان و یهودیان قلم می‌زنند و امیرکبیر را که با فرقه انحرافی بهایی مقابله کرد وحشی می‌خوانند و در صدد تغییر احکام و عقاید قلم می‌زنند.

حال به سوال اصلی بر می‌گردیم آیا پرداختن به نسب یهودی افراد تفتیش عقاید و دخالت در حریم خصوصی افراد است در پاسخ باید گفت: اگر شخصی در صدد ضرر رساندن به منافع ملی و تغییر در عقاید مذهبی مردم مطابق قرایتی که به نفع دشمنانی که آرزوی نابودی نظام و مردم دارند باشد دیگر نسب یهودی داشتن او یک عقیده شخصی نیست بلکه یک ترفند برای نفوذ در جامعه بوده و دستگاه‌های امنیتی باید هوشیار باشند، اما باید دقت کرد که به خاطر احتمال یهودی مخفی بودن به هرکسی به بهانه تعویض نام خانوادگی تهمت زده نشود و بدون سند کسی متهم نشود چرا که خط قرمز باید با سند اثبات کردن باشد.

 

زهرا امیری| کارشناس ارشد علوم اجتماعی – امید لرستان

/ انتهای پیام