به گزارش امید لرستان، شاید تا حالا شنیده یا خوانده باشید که «فساد در ایران سیستماتیک شده است» یا این جمله که «سیستم در ایران فاسد شده است»! به مناسبت برخوردهای قضایی چند وقت اخیر با مجرمان دانه درشت، تکرار این جملات از سوی افرادی با نگاه‌ها و نیات مختلف سرعت گرفته است.

 

تفکر سیستمی چند دهه است که وارد ادبیات علمی و سپس عمومی دنیا شده است. سخن در این باره بسیار است؛ اما به طور خلاصه بگویم که رویکرد سیستمیک سعی دارد پدیده‌های اجتماعی را به یک دستگاه تشبیه کند که مجموعه‌ای عناصر با قواعد مشخص و در تعامل با هم برای رسیدن به هدف معین کار می‌کنند. طبیعی است که در هر دستگاهی ورودی، پردازش، خروجی و کنترل نقش اساسی دارند.

 

ورود تفکر سیستمی در علوم انسانی نتایج خوبی داشت، اما نقائص عمده‌ای نیز دارد که مهمترین آن‌ها نگاه به انسان به عنوان یک مهره و عضو مکانیکی از سیستم و نه عنصر مختار و غیرقابل پیش بینی است. شاید بارها شنیده باشید که می‌گویند؛ «مبازه با فساد در آمریکا و اروپا سیستماتیک شده است». هر چند اهمیت ساختار سیاسی و قوانین و فرآیندهای علمی را نمی‌توان زیر سوال برد، ولی باید بگوییم تا وقتی انسان هوشمند و مختار است، می‌تواند هر سیستمی را از کار بیندازد یا به نحو دلخواه خود تغییر دهد. نمونه‌اش هم همین کشورهای آمریکایی و اروپایی هستند که بزرگترین اختلاس‌ها و دزدی‌های طول تاریخ را به خود دیده‌اند (با جستجوی عباراتی همچون The biggest embezzlements in the world در اینترنت می توان این واقعیت را فهمید). اگر بشر توانست سیستم دزدگیر خودرو و خانه‌ای تولید کند که سارقان نتوانند قفل آن را بشکنند و یا اگر شرکت مایکروسافت توانست کاری کند که جوانان ایرانی قفل سیستم عامل ویندوز را نشکنند، آن زمان شاید بتوان پذیرفت که سیستم سیاسی و اداری آمریکا و اروپا فسادناپذیر است!

 

تازه این معنا از فساد وقتی است که از روی علم و عمد باشد؛ وگرنه اگر فساد را به معنای اعم شامل هر نوع تباهی و انحراف بدانیم که بخش وسیعی از آن به دلیل جهل، عادت، مشکلات طبیعی و فشارهای محیطی و بیرونی است، آن موقع باید در ناکجاآباد از آن رهایی یافت!

 

حال که دانستیم، امکان فساد و خیانت در هر مجموعه انسانی وجود دارد، برگردیم به اینکه آیا فساد در ایران سیستمی شده است؟ ممکن است گفته شود که کارگزاران نظام همه یا غالباً فاسد شده‌اند. این سخن مطابق اخلاق و واقعیت نیست. هیچ وجدان پاکی قبول نمی‌کند که بدون دلایل مستند و اثبات شده به کسی اتهام بزند، چه رسد به این‌که او را مجرم تلقی و معرفی کند. ممکن است، گفته شود که اثبات جرم برخی دست اندرکاران نظام نشان می‌دهد که مسئولان ارشد آن‌ها هم فاسد هستند. این نیز سخن اشتباهی است مگر آنکه اثبات شود مسئول بالادست در جرم زیردستش شریک یا مقصر بوده است؛ وگرنه با همین استدلال غلط هیچ مسئول بلندپایه‌ای در طول تاریخ نمی‌ماند که سالم باشد، چون به هر حال در یک جایی از سیستم زیرنظر او قطعاً خلافی رخ داده است که با این حساب باید او را هم شریک جرم بدانیم (حتی انبیاء و ائمه نعوذ بالله و نستجیر به).

 

به علاوه کارگزاران و مهره‌های نظام یک قسمت از سیستم هستند و اهداف و ارزش‌ها، قوانین و هنجارها، روال ها و ساختارها دیگر اجزاء مهم سیستم هستند و معنای ادعای فوق این است که تمامی یا بیشتر این‌ها در ایران برای تولید و بازتولید فساد کار می‌کنند. یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یا دیگر قوانین بالادستی، مصوبات، آیین نامه‌ها و بخشنامه‌ها، فرهنگ عمومی و محتواهای علمی، سنّت ها و فرآیندها مولد فساد هستند. مثلاً سخنرانان با افتخار در تریبون‌ها و منابر از دزدی‌های ریز و کلان خودشان و اطرافیان‌شان تعریف می‌کنند و مردم را به فساد انگیزی تشویق می‌کنند. قوانین بدون دلیل موجه بین افراد برای دسترسی به منابع عمومی تفاوت گذاشته است و مسئولان را به ستمگری دستور می‌دهد. دانشمندان مقالات و کنفرانس‌هایی برای نهادینه سازی و تبیین علمی فسادآفرینی ترتیب می‌دهند و قس علی هذا.

 

هدف از این مطالب توجیه برخی فسادها و خیانت‌ها در جمهوری اسلامی نیست. فساد در جمهوری اسلامی کمش هم زیاد و غیرقابل تحمل است. هدف نشان دادن نیمه پر لیوان در وانفسای تبلیغاتی دشمنان قسم خورده انقلاب و مردم ایران است که از برخوردهای قضایی قاطعانه با مفسدان سیاسی و اقتصادی خشمگین هستند. دستاوردها و موفقیت‌های ملت ایران در سالیان اخیر چنان چشمگیر و سریع بوده است که در آینه عقل و انصاف آینده روشن پیش رو را به ما نشان می‌دهد و مبارزه عاقلانه و متعهدانه با فساد این آینده را به حال نزدیکتر می‌کند.

 

مسعود کریمی بیرانوند

* دکتر مسعود کریمی بیرانوند| امید لرستان

/ انتهای پیام