به گزارش امید لرستان، تحصیل، تهذیب و ورزش از توصیه های رهبری به جوانان است و به نظر می رسد امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم الگوهایی را به نسل جوان ارائه دهیم که این سه مورد در زندگی آن ها بروز و ظهور داشته باشد؛ شهید علی عباس حسین پور یکی از همین افراد است.
به بهانه سالروز شهادت این شهید بزرگوار، در متن زیر سعی کرده ایم به طور مختصر به ویژگی های بارز این شهید اشاراتی داشته باشیم:
شهید علی عباس حسین پور متولد ۱۳۴۵ و چهارمین فرزند خانواده به شمار می رفت. پدرش به سبب ارادت و علاقه فراوان به مولای متقیان، امام علی علیه السلام، ابتدای نام تمام پسران خود را با “علی” آغاز کرد. هفت پسر خانواده به این ترتیب نام گرفتند: علی احمد، علی محمد، علی حسین، علی عباس، علی اصغر، علی اکبر و علی رضا.
علی عباس از همان زمان کودکی به مسجد رفت و آمد داشت. به طوری که در هشت سالگی، مکبر مسجد جوادالائمه شد و با اینکه هنوز به سن تکلیف نرسیده بود، فرائض دینی مانند نماز و روزه را به جا می آورد. در همین مسجد جوادالائمه بود که با شهید نعمت الله سعیدی و مرحوم محسنی آشنا شد و از آنها تاثیر پذیرفت.
پایان تحصیلات ابتدایی علی عباس و آغاز دوران نوجوانی اش مصادف شد با حضور آیت الله سید اسدالله مدنی در خرم آباد. در آن دوران علی عباس مکبر نماز شهید مدنی بود و مرتب در جلسات ایشان شرکت می کرد و به منزل ایشان رفت و آمد داشت. شهید مدنی علی عباس را به عنوان رابط خود و بازاریان برای رد و بدل کردن نامه ها و اعلامیه ها انتخاب کرد و به این صورت فعالیت های انقلابی علی عباس آغاز شد.
در آن دوران تشکیلات انجمن های اسلامی به این شکل، اولین تشکل خودجوش بود. با آغاز دوران تحصیلی دبیرستان علی عباس، به علت اطلاعات و مذهبی و سیاسی و هم چنین قدرت بیان خوب مسئولیت انجمن اسلامی مدرسه را بر عهده گرفت و فعالیت های تربیتی و فرهنگی در سطح مدرسه را پیش می برد.
به گفته دوستان و خانواده اش، علی عباس اهل نماز اول وقت و مأنوس با قرآن بود و از کودکی در جلسات قرآنی شرکت می کرد. با وجود استعداد بالایی که داشت، متواضع بود و در رفتارش اثری از غرور دیده نمی شد. در کارهایش منظم و در ظاهر همیشه آراسته بود. حتی با مخالفینش هم اهل گفت و گو بود و با منطق صحبت می کرد.
علی عباس در کنار همه ویژگی های خوب اخلاقی که داشت، اهل ورزش بود. در کودکی فوتبال بازی می کرد اما بعدا به سراغ دو و میدانی رفت و این ورزش را به صورت جدی ادامه داد تا اینکه در مسابقات کشوری نائب قهرمان رشته دو و میدانی شد.
سال ۶۱  با وجود اینکه برادران بزرگترش در جبهه بودند، اما با توجه به پیام امام خمینی که فرموده بود: ” جبهه نباید خالی بماند و باید توسط جوانان پر شود.”، علی عباس تلاش می کرد که به جبهه برود. تا اینکه برای اولین بار در پاییز سال ۶۱ به جبهه اعزام شد. آن زمان علی عباس در پایه سوم دبیرستان تحصیل می کرد. با حضور در جبهه و برای دفاع از گمرک خرمشهر در دی ماه سال ۶۱ از ناحیه دو پا به شدت مجروح شد.
علی عباس مرتب به جبهه رفت و آمد داشت. اما  سال ۶۲ با تیپ ولیعصر (عج) خوزستان راهی مناطق عملیاتی شد. در همین سال علی عباس برای بار دوم از ناحیه هر دوپا مجروح شد و به مدت دو ماه در منزل بستری بود.
علی عباس در مدتی که به واسطه مجرومیت در منزل بود، به درس خواندن مشغول شد و خود را برای شرکت در کنکور آماده کرد. تا اینکه در کنکور سال ۶۳ با رتبه ۱۱۲ در رشته الهیات دانشگاه رضوی مشهد قبول شد.
در تابستان سال ۶۳ و قبل از ورود به دانشگاه از اعضای  اطلاعات عملیات قرارگاه سلمان بود. دوره های آبی خاکی را گذراند و دیگر از نیروهای زبده و توانمند به حساب می آمد. تا اینکه به عنوان مسئول یکی از تیم ها انتخاب شد و با نام مستعار ابوذر مشغول به فعالیت شد. در مهرماه سال ۶۳ خبر قبولی ایشان در دانشگاه آمد و راهی مشهد شد.
علی عباس پس از ورود به دانشگاه، به علت علاقه زیاد به مطالعه علوم دینی، در حوزه علمیه نواب مشهد ثبت نام کرد و فراگیری دروس دانشگاه و علوم حوزوی را با هم پیش می برد.
علی عباس قبل از آخرین اعزام چهل روز در مشهد روزه گرفت. به امید اینکه شهادت را از مولای خود بگیرد. در زمستان ۶۴ به همراه لشکر ۵ نصر خراسان راهی مناطق عملیاتی شد. علی عباس وقتی به جبهه اعزام می شد با اینکه می توانست به عنوان مبلغ دینی به واحد تبلیغات رفته و کار فرهنگی انجام دهد، ولی سخت ترین کار را انتخاب می کرد و به واحد اطلاعات عملیات می رفت.
در آخرین حضور در جبهه، علی عباس و تیمش به منطقه اروند اعزام شدند.  اروند به رودخانه وحشی معروف بود و بین ۷۰۰ تا ۱۴۰۰ متر عرض داشت. قسمتی از کار شناسایی آن منطقه به عهده تیم علی عباس بود. کار شناسایی برای عملیات والفجر ۸ به پایان رسید. نیروهای اطلاعات عملیات در شب اول عملیات به همراه گردان های غواص باید خط اول دشمن را می شکستند. در ساعت ابتدایی روز ۲۱ بهمن ماه عملیات آغاز شد و تا چند روز نبردی سخت با دشمن ادامه داشت. تا اینکه در غروب روز ۲۳ بهمن ماه سال ۶۴ که مصادف با شب شهادت حضرت زهرا (س) بود، با اصابت چندین خمپاره به ساحل اروند، علی عباس به زمین افتاد و با ذکر یا زهرا به شهادت رسید.
علی عباس قبل از شهادت، در دفتر خاطراتش نوشته بود: « دلم برای امام رضا تنگ شده، کاش می،شد دوباره به زیارت آقا بروم.» در یکی از دست نوشته های علی عباس آمده است:«عشق زیارت، دیدار و راز و نیاز وجودم را پر کرده بود… گذشت تا اینکه وارد حرم شدم. این عشق، چه عشقی است؟! ایم محل، چه محلی است؟ محل عزیز خدا، پاک از گناهان. بنده خاص و خالص درگاه ربوبیت. وه چه صحنه باشکوهی. چه عظمتی. کجایند مامونها، هارون الرشیدها و همه ستمگران تاریخ تا ببینند که مخالفانشان چقدر عزیز و گرامی اند.»علی عباس به شهادت دوستان و بستگانش عاشق امام رضا بود. با اینکه قرار نبود علی عباس در مشهد تشییع شود اما به گفته سپاه خراسان، پیکرش اشتباهی! به مشهد رفته بود و در حرم امام رضا تشییع شد. بعد از تشییع در مشهد پیکرش به خرم آباد آورده شد و بعد از تشییع در گلزار شهدای خرم آباد به خاک سپرده شد.
منبع: کتاب مسافر ملکوت
گردآورنده:معصومه عباسی
انتهای پیام/

/ انتهای پیام